دوبله فارسی فیلم جاده
گویندگان: جلال مقامی، علی همت مومیوند، افشین زی نوری و…
فیلم The Road 2009 بدون شک یکی از مورد انتظار ترین فیلمهای ارائه شده در پاییز است. بخشی از آن انتظار به این دلیل است که این فیلم یک سال برای ارائه شدن منتظر مانده است. در ابتدا قرار بود فیلم The Road 2009 در اواخر ۲۰۰۸ منتشر شود، اما به علت اینکه جان هیلکوت (کارگردان «پیشنهاد/The Proposition») عنوان داشت که تدوین نهاییاش در موعد مقرر آماده نمیشود به تعویق افتاد. تاریخ اکران احتمالی مارس ۲۰۰۹ نیز به علت اینکه The Weinstein Company به این نتیجه رسید که این فیلم قابلیت رقابت در اسکار دارد نیز خط خورد. بنابراین حالا ۱۲ ماه پس از زمانی که منتظر آمدنش بودیم، تفسیر هیلکوت از رمان پسا آخرالزمانی رعبآور کارمک مککارتی برای نمایش در سینماها آماده است.
فیلم The Road 2009 گزینه مناسبی برای یک قرار ملاقات نیست (مگر اینکه قرار ملاقاتتان خیلی از روی تفاهم و روشن فکرانه باشد) و فیلم خوبی برای اینکه احساس خوبی بهتان دست دهد هم نیست. همانطور که افرادی که رمان مککارتی را خواندهاند میدانند، این داستان بسیار بسیار خشن است. این داستان درباره فقدان است، درباره مرگ، تنهایی و درست همان خطی است که نیکی را از شر جدا میکند و انسان را از حیوان. بله، فیلم The Road 2009 به جایی میرسد که در بهترین شرایط میتوان آن را امیدوار کننده خواند، اما این امر دو ساعت شکنجه احساسی پیش از آن را محو نمیکند. افرادی که در نظر دارند با فیلم The Road 2009 همراه شوند لازم است بدانند که منتظر چه اتفاقی باشند و باید مایل باشند این فیلم را همانطور که هست بپذیرند. این فیلم قدرتمند است، اما جالب نیست.
پیش از آنکه فیلم آغاز شود، فاجعهای نامعلوم زمین را در نوردیده است. جزئیات این فاجعه هیچوقت هویدا نمیشود، اما این جزئیات به اصل داستان ربطی ندارد. فیلم The Road 2009 سرنوشت دو بازمانده را دنبال میکند: پدر (با بازی ویگو مورتنسن) و پسری (با بازی کودی اسمیت مکفی) که هر روز تا چند سال پس از «سقوط» به کسب و کار وجود داشتن میپردازند. مادر (با بازی شارلیز ترون) که تا بعد از وقوع فاجعه مادر نشده بود دیگر به چشم نمیخورد. همانطور که در فلش بکها مشاهده میکنیم، امواج رو به رشد ناامیدی او را به پرسه زدن تنهایی در تاریکی و سرما و به کام مرگ سوق داده است. پدر و پسر جادههای تنهایی را تنها با در سر داشتن هدفی بسیار گنگ زیر پا میگذارند: رسیدن به ساحل و سپس عزیمت به سوی جنوب، جایی که امید است کسی آنجا باشد. خطرهای بیشماری در سر راه است؛ گروههایی که شرافت را زیر پا گذاشتهاند و به آدمخواری روی آوردهاند، بیماری و از همه مهمتر گرسنگی. آب به وفور در دسترس است اما غذا خیر.
وظایفی دشوار و از لحاظ فیزیکی پر زحمت بر روی دوش بازیگران ویگو مورتنسن و کودی اسمیت مککارتی قرار دارد. مورتنسن با ریش ژولیدهاش که او را شبیه به یک آدم کوهی کرده است، شخصی را به تصویر میکشد که تصمیم گرفته به جای تسلیم شدن زنده بماند و ذره ذره تلاشش را وقف حفاظت از پسرش کرده است. اسمیت مکفی نقشش را پخته ایفا میکند و برای بازیگری با این سن و سال اجرای تحسین برانگیزی دارد. بازیگران مکمل که نقش بسیار کمرنگی دارند و حضورشان تفاوت چندانی با حضور افتخاری ندارد، بسیار نامدار هستند: شارلیز ترون، رابرت دووال و گای پیرس.
فیلم The Road 2009 درام دهه هشتادی و پسا آخرالزمانی «پیمان/Testament» را به ذهن متبادر میکند، فیلمی که به همین صورت به مفهوم زنده ماندن در دنیایی رو به موت میپرداخت. فیلم The Road 2009 حتی بیشتر از آن فیلم سرد و گرفته است؛ یکی از دلایل آن این است که لوکشینهای فیلمبرداری آن حاکی از ویرانی واقعی هستند (بعضی از صحنهها در حوالی نیو اورلئان پس از طوفان کاترینا فیلمبرداری شدهاند) و علت دیگر آن تنهایی و دورافتادگی شخصیتهای آن است. پدر و پسر در این دنیا تنها هستند. آنها باید این حقیقت را بپذیرند که در مقاطعی شاید خاتمه دادن به زندگی از ادامه آن دلپذیرتر باشد. (پدر تفنگ پری با خود دارد که دو گلوله در آن قرار دارد؛ یکی برای خودش و دیگری برای پسرش.) این فیلم نشان میدهد که شرایط هولناک چگونه قادر است بهترین و بدترین خصلتهای بشر را نمایان کند؛ البته با تاکیدی بسیار بیشتر بر دومی تا اولی.
فیلم The Road 2009 سؤالهایی بنیادی در مورد معنی انسان بودن میپرسد و اینکه آیا نیاز به زنده ماندن انگیزهای بنیادی است. شاید اصلیترین سؤال، سؤالی ساده است: اگر هیچ امیدی به شادی وجود نداشته باشد و همه چیز در تقلا کردن خلاصه شود، دوست خواهید داشت به زندگی ادامه دهید؟ وقتی که از شخصیت خانه به دوش رابرت دووال پرسیده شد که تا حالا به تسلیم شدن و خاتمه دادن به زندگی فکر کرده است، پاسخی ساده داد: “نه، در این روزگار از عهده این کارهای تجملاتی بر نمیآییم.”
این فیلم به وسیله نماهای متعدد از شهرهای درهم شکسته، جنگلهای ویران شده و گسترههای وسیعی از یک کشور مرده، چیزهای خوشایندی که یادمان رفته را برایمان مرور میکند. تنها جایی که خورشید به چشم میخورد در فلش بکی مختصر و زیباست، که با ضربهای ناگهانی به واقعیت برمیگردد. آسمان همواره خاکستری است و به نظر میرسد با اندکی ابر بارانی میشود. غلظت رنگها بسیار اندک است، تا حدی که فیلم The Road 2009 به راحتی میتوانست به صورت سیاه و سفید فیلمبرداری شود. افرادی هستند که این فیلم را به دو ساعتِ فرساینده و زجرآور متهم کنند. از جهاتی سخت میشود با این افراد مخالفت کرد و [تماشای] این فیلم دشوار و در مقاطعی ناخوشایند است؛ اما درکنار آن قدرتمند است و نگاهی بیپرده به طبیعت بشر میاندازد. متاسفانه تمایل زیادی به تبدیل داستانهای پسا آخرالزمانی به اکشن/ماجراجوییهای حماسی و هیجانانگیز وجود دارد (از فکر به اینکه رولاند امریش برای “دنباله” تلویزیونی فیلم «۲۰۱۲» خود چه در سر دارد مور مور میشوم). با اتخاذ رویکردی واقعگرایانهتر، «جاده» پیشنهاد میدهد که مردن در طی یک فاجعه جهانی، احتمالا نسبت به زنده ماندن در دنیای پس از آن گزینه بهتری باشد.
باکس دانلود
پخش آنلاین تنها با مرورگر کروم Chrome امکان پذیر است.
دوبله فارسی بدون حذفیات (دو زبانه)
فیلم قشنگی حتما ببینید
نظر من: مستقیم داخل سطل آشغال
نظر بیطرفانه: به تصویر کشیده شدن تلاش انسان جهت بقا پس از فاجعه، چیز جدیدی ندارد.
رای نهایی: توصیه نمیشود